سفر که به واژهها پیوند میخورد، برایم مرزها را بیمعنی میکند. گردشگری خواندم چون مفهوم سفر بیش از کلمهاش در ذهنم قد کشیده بود و ایرانشناسی خواندنم، دلیلش چیزی جز پیدا کردن ریشههایم نبود. اما این ماجراجویی در مسیر واژهها بود که علایقم را به سطح واقعیت رساند و مزهمزه کردن جهان را دوباره برایم ترجمه کرد.
شاید ته ذهن از خودمان پرسیده باشیم که این یک دقیقه اضافهتر بودن تاریکی شب، چطور علّتی برای یک جشن چند هزار ساله شده است؟ امّا، بعدش که یادمان میافتد قرار است دیدارمان با کسانی که دوستشان داریم، تازه شود، میگوییم، لابد بهانهای بوده که