سفری بی همتا با بانوی پاک آب به شهر زلال آب

0
آگهی الفبای سفر - جایگاه K - دسکتاپ
سفری بی همتا با بانوی پاک آب به شهر زلال آب
آموزش سفرنامه‌ نویسی
08 اسفند 1403 12:00
0
160

امروز دهم مرداد 1403 یعنی دقیقا فردای برگشت من از شهر ایروان و کشور ارمنستانه.شاید باورتون نشه که شوق نوشتن سفرنامه خواب رو دیشب از چشمای  من گرفته بود . دوست داشتم هرچه زودتر صبح بشه و شروع کنم به نوشتن سفرنامه. با سلام و ارادت به همه دوستان عزیز ، به عاشقان سفر و مشتاقان شراکت در خاطرات و تجربیات سفر هم قطاران خود در مجموعه لست سکند. 

دوستان عزیزم این دومین سفرنامه نوشتاری بنده هست (بعد از سفرنامه سفر به سواحل ترکیه با طعم کرونا ) ، امیدوارم که به مذاقتون خوش بیاد و بتونم کمکی به بهبود کیفیت سفر رفتن کرده باشم. 

طبق معمول من چیزایی که برام توی سفر مهم بود رو براتون مینویسم و ممکنه این مواردی که برای من تو مسافرت مهمه از نظر کسی دیگه بی اهمیت باشه و بالعکس بخاطر همین هم معتقدم سفرنامه قالب و چارت استاندارد خاصی نداشته و کاملا سلیقه ایه.ضمنا پیشاپیش از کم بودن عکس ها عذرخواهی میکنم چون خیلی جاها دیگه از گرفتن عکس غذاها و یا خوراکی ها یا مکانهای تکراری که در دیگر سفرنامه ها هست صرفنظر کردم و ازین حیث خواستم که جاها و تجربیات جدیدتری رو خدمتتون ارائه کنم بنابراین اگه میبینید من راجب چیزایی که دیدم و جاهایی که رفتم توضیح زیادی نمیدم به خاطر اینه که دوستان قبلی و در سفرنامه های دیگه به تفصیل راجبش صحبت شده و من دیگه تکرار مکررات نمیکنم و عزیزانی که علاقه مند به اطلاعات بیشتری هستند به اون سفرنامه ها یا منابع اطلاعاتی دیگه مراجعه کنند 

قبل از هرچیز از وقتی که میگذارید بسیار متشکرم و امیدوارم تجربیات من تو این سفر باعث کمک به عزیزانی بشه که سبک سفرشون مثل من و خارج از سیستم کلاسیک مسافرت خارج از کشوره سبک سفر انفرادی و بدون تور ارمنستان ... 

شروع ماجرا

اوایل مرداد ماه 1403 یعنی همین چند روز پیش من چند روز تعطیل بودم و بهترین استفاده ای که میشد از این تعطیلات کاری انجام داد رفتن به سفر بود. اما این بار یکم با دفعات قبلی فرق داشت چون این بار تنها نبودم و همسفری عزیزتر از جانم باهام همراه بود، کی ؟! یکم جلوتر متوجه میشین ! سفر رو به دو دلیل دوست داشتم برم اول اینکه خودم عاشق سفرم دوم اینکه بازم عاشق سفرم . شوخی کردم دلیل دوم قولی بود که به عزیزی داده بودم که این بار برای سفر خارج از کشور حتما ایشون رو با خودم ببرم ، بنابراین بخاطر عشق سفر و عشق همراهی با این عزیز همچنین ادای دینم و قولم تصمیم به رفتن گرفتم.بخاطر ذیق وقت همچنین شرایطی که همراهی این عزیز باعث میشد اونها رو در نظر بگیرم که یکم جلوتر خودتون متوجه میشید دلایلش رو، تصمیم به سفر به کشور ارمنستان گرفتم.

* وجه ورود واژه بی همتا در نام سفرنامه به این دلیله که سفری که من رفتم اونم با این شرایط (پدری با دختر 7 ساله تنهایی برن خارج !)،تا به حال نه دیدم کسی بره نه سفرنامه ای راجبش توی این سایت خوندم چراکه من چند سالیه که با لست سکند آشنام و از سالهای دور سفرنامه خون ! این سایتم . البته هرکی شنید با چشای گرد و دهان باز گفت بابا بیخیال سخته ، چنینه چنانه ، اما من توی سفرهام دنبال چالشم و دوست دارم خارج از فرم نرمال همگان سفر کنم، اصلا برای همین این سفرنامه رو نوشتم که بقیه هم بدونن میشه . امتحان میکنیم ، چرا که نه !!  

 پس من به همراه دختر هفت سالم ، آنیتای عزیز، به ارمنستان سفر کردیم.

بانوی آب و آبهای زلال 

بانوی آب و آبهای زلال 

دیگه بریم سراغ سفر 

این سومین باری بود که به ارمنستان سفر میکردم بار اول سال 1385 بار دوم سال 1394 و بار سوم 1403 ، یعنی بصورت اتفاقی به فاصله هر 9 سال ، بنابراین شاهد سیر تکاملی این کشور از تقریبا 20 سال پیش تا به الان بودم و در آخر راجبش براتون خواهم گفت.

بلیط ها و پروازها:

بلیط هواپیما رو از یک سایت داخلی برای زمان رفت شنبه تاریخ 6 ام مرداد ساعت 10:10 دقیقه صبح پرواز آسمان و برگشت 9 ام مرداد ساعت 17:30 بعد از ظهر پرواز فلای وان ارمنستان به مبلغ جمعا حدود 20 میلیون برای دو نفر خریداری کردم. مدت پرواز هم حدود یک ساعت و نیمه که رفت یکم بیشتر طول میکشه چون هواپیما یکم از باند فرودگاه زوارتنوتس دور میشه تا دور بزنه و موقع برگشت فرود بیاد و مستقیم از سمت تهران که میره روی باند نمیشینه .

 

بلیط برگشت

بلیط برگشت

برای انتخاب هتل هم اولویت من بخاطر همراهی دخترم و اینکه می بایست جایی بگیرم که حداقل پیاده روی به مرکز شهر و مراکز دیدینی و تفریحی رو داشته باشه هتل سه ستاره شیراک رو انتخاب کردم که تقریبا یک چهارراه تا میدان جمهوریت فاصله داره و دسترسیش به خیلی از جاها عالی و نزدیکه ، درواقع از لحاظ لوکیشن عالی بود که مهم هم برای من این آیتم بود الباقی شرایط هتل در حد متوسط اگر بود کفایت میکرد، که هتل شیراک این شرایط رو داشت . بعد از بررسی هتل توی سایت booking  وtripadvisor    از لحاظ امکانات و نظرات و قیمت ، چون اختلاف قیمتی بین سایت های دلاری و ریالی وجو نداشت هتل رو هم برای سه شب به مبلغ حدودا 10 میلیون از همون سایت که پرواز رو گرفتم رزرو کردم  و وچر  برام صادر شد وآنلاین دریافت کردم.

 

هتل SHIRAK
هتل SHIRAK

موند یه بیمه مسافرتی که همینجا به دوستان عزیزم یک توصیه خیلی خیلی مهم میکنم که حتما این بیمه مسافرتی رو توی سفرهاتون لحاظ کنید، حالا به هر شکل که به سفر میرید بیمه مسافرتی تهیه کنید ضمن اینکه حتی الامکان سعی کنید بیمه ارزون و با سقف تعهدات پایین نگیرید ، یه چیز نرمال که اگر خدایی نکرده اتفاقی براتون افتاد بخشی از خساراتتون رو بعد از کسر فرانشیز بتونه جبران کنه، البته این یک توصیه و تجربه بنده بود وگرنه هرکسی مختار به انتخابه ، اینم بگم که خیلی از آژانس ها از دادن بیمه نامه یا بیمه کردن امتناع میکنن یا به مسافر نمیگن که سود خودشون بیشتر بشه اما شما سعی کنید اگر تور میگیرید حتما مطالبه بیمه مسافرتی از آژانس داشته باشین.

من بیمه مسافرتی با سقف تعهدات 50000 یورو برای خودم و دخترم برای 8 روز گرفتم که کلا شد 241 هزار تومن . یه رقم ناچیز دربرابر سایر هزینه های سفر اما بسیار مهم و حیاتی .

بیمه مسافرتی روهم از طریق همون سایت آنلاین خریداری کردم و تصویر سندش رو هم توی گوشیم دانلود کردم.

عوارض خروج از کشور رو هم از طریق سایت سداد برای هر نفر 520 هزار تومن پرداخت کردم. ارز مسافرتی رو هم سه روز قبل از تاریخ پرواز از طریق اپ بله ثبت نام و واریز وجه کردم البته ارز مسافرتی هوایی به افراد زیر 18 سال تعلق نمیگیره و فقط بنده به میزان 500 دلار ارز دولتی دریافت کردم.

نکته خیلی مهم:

عزیزان توجه داشته باشید که تعهدات بیمه از روزی که شما وارد کشور مقصد میشید شروع شده و از مدت اعتبارش کم میشه یعنی اگراعتبار بیمه شما ده روزه باشه و یک هفته درجایی بوده باشید و در روز هفتم دچار حادثه بشید بیمه فقط هزینه سه روز الباقی از اعتبارتون رو متحمل میشه نه کل هزینه ها رو.

بعد از انجام همه این کارها رفتم برای جمع و جور کردن وسایل سفر که کلا فکر کنم یک ساعت تا دو ساعت طول کشید اونم به خاطر اینکه یه سری قرص سرما خوردگی و کرم زد سوختگی وچسب زخم و ازین جور چیزا نداشتم و رفتم از داروخانه تهیه کردم و گرنه همون یک ساعت کافی بود. همچنین یک سری داروهای مخصوص کودکان از سرما خوردی و دل درد و چسب و باند و... همچنین لباس گرم برای خودم و دخترم به همراه چتر !!!

حتما میگین وسط تابستون گرمای 42 درجه تهران لباس گرم و چتر چیه ؟! تعجبتون بجاست اما من قبل از سفر آب و هوای مقصد رو از طریق گوگل چک میکنم و دیدم که روز یکشنبه یعنی روز بعد از ورود ما هوا بارونیه ضمن اینکه دمای هوا تا حدود 24 درجه پایین میاد و شبها هوا سرد میشه که درست هم همین اتفاق افتاد و واقعا لباسهای گرم و چتر به کارمون اومد ،اینجوریاست... کل توشه سفر ما  شد یک چمدون چرخدار و یکه کوله پشتی پر از خوراکی و چیزای خوشمزه برای دخترم و یه سری خورده ریز دیگه که برای استفاده در اونجا بردم و دیگه چیزی جز پایه سلفی موبایل و یه کلاه و قاب عینک چیزی توش نبود.ضمنا از اونجایی که میدونستم اونجا قراره خیلی راه بریم با خودم و دخترم یه کتونی راحت بردم ودو جفت دمپایی و یه جفت کفش اسپرت راحت برای سفرهای بین راهی که پامون کردیم.

آهان راستی !

دوست خوبم قبل از اینکه بخوای سفرنامه من رو بخونی بدون توی این سفرنامه خبری از دریاچه و کلیسا و جاهای تاریخی و موزه نیست. مقاصد سفر بیشتر جاهاییه که کمتر کسی توی ایروان رفته یا حتی نرفته و محوریت جاهای بازدید شده هم اماکن تفریحی و سرگرم کننده برای بچه هاست ، بخاطر حضور دخترم در این سفر  و از این نظر بیشتر باب طبع عزیزانیه که خانوادگی همراه کودک به ارمنستان سفر میکنن، پس اگر به دنبال آثار باستانی و تاریخی در  جاهای دیدنی ایروان هستی این سفرنامه فاقد اونهاست و ممکنه رضایتتو جلب نکنه بنابراین تا همین جا که با من بودی ازت ممنونم، اما اگر علاقه مند به ادامه با من هستی با کمال میل و امتنان همراهم باش... 

روز سفر:

شنبه صبح ساعت 5:00 بیدار شدم و همه چیز رو ذهنی چک کردم چیزی از قلم نیوفتاده باشه که خداروشکر همه چیز اوکی بود دیشب هم رفته بودم توی سایت فرودگاه امام و پروازها رو چک کرده بودم و دیده بودم پروازمون بدون تاخیر انجام میشه تقریبا ساعت 6:00 شد .با اجازتون یک قهوه درست کردم ونشستم رو مبل با گوشی تاکسی اینترنتی گرفتم وحین خوردن قهوه منتظر اومدن ماشین شدم. تمام وسایلمو از قبل آماده کرده بودم  و گوشه اتاق گذاشته بودم فقط کافی بود مدارک و پول و پاسپورت رو بردارم .

ماشین تقریبا ساعت 6:15 رسید و وسایل و برداشتم و داخل ماشین گذاشتم دخترم رو که دیشب برای اینکه صبح برای پوشیدن لباس توی خواب آلودگی اذیت نشه با لباس بیرون خوابیده بود رو بغل کردم و صندلی پشت ماشین خوابوندمش و حرکت کردیم به سمت فرودگاه. توی سفرنامه قبلیم هم گفتم که چقدر این مسیر رفتن تا فرودگاه رو من دوست دارم. مثل بچه ها ذوق میکنم .عاشق این هیجان رفتن تا فرودگاه و محیط فرودگاه و انجام کارها تا سوار شدن به هواپیما هستم. ساعت 7:10 دقیقه رسیدم فرودگاه و مبلغ 280 هزار تومان هزینه اسنپ رو برای راننده کارت به کارت کردم و ساک و کوله رو برداشتم ، دخترم رو بیدار کردم و رفتیم داخل سالن پروازهای خروجی.

فرودگاه:

نه خیلی خلوت بود نه خیلی شلوغ .وسایل از ایکس ری رد شد و رفتیم داخل . حدود ده دقیقه نشستیم تا تحویل بار پرواز باز شد و بعد از چند دقیقه چمدون رو تحویل دادم و کارتهای پرواز رو گرفتیم بعد ازاون رفتیم برای صف خروجی و الصاق مهر خروج که اونم تقریبا یه ده دقیقه طول کشید و وارد سالن فری شاپ فرودگاه شدیم. از قسمت انتهای کافی شاپ فرودگاه به طبقه پایین برای گرفتن ارز رفتیم که اونجا چندتا دستگاه پرداخت وجه وجود داره که خیلی راحت با اسکن بارکد پاسپورت یا با وارد کردن کد ملی و شماره رسید ارز که از بله دریافت کردین بصورت دستی ارز مسافرتی درخواستی رو از دستگاه دریافت میکنین. 

باز به طبقه بالا رفتیم یه یک ساعتی اونجا بودیم و از قبل فلاسک چایی کوچکی همراه با کیک و کلوچه برای صبحانه توی کوله گذاشته بودم که تا موقع پرواز با دخترم میل کنیم .بعد از خوراکی هم  با گوشی اینترنت گردی میکردم اطلاعات جمع میکردم از محل اقامتم و جاهایی که باید بریم و اخبار و غیره ...  حدودای ساعت 9:30 بلند شدیم و رفتیم برای قسمت خروج نهایی که بازرسی نهایی و بعدش وارد قسمت سوار شدن به هواپیما میشید که در اینجا صندلی های راحتی برای استراحت و انتظار تا رسیدن ساعت پرواز قرار داره و میتونید استفاده کنید.همچنین دارای سرویس بهداشتی و نماز خونه و یه بوفه کوچیک و سوغاتی فروشی و اینا هم داره .

 

بانوی آب ! در حال میل صبحانه

بانوی آب ! در حال میل صبحانه

سر ساعت گیت باز شد و کارتهای پرواز چک شد و رفتیم طبقه پایین برای سوار شدن به اتوبوس و رفتن تا کنار هواپیما. صندلی ها تا دونه آخر پرشده بود و فاصله صندلی ها برای من که مثلا بلند قد محسوب میشم یکم کم بود ولی خیل آزاردهنده نبود. حدودای ساعت 10:30 و با 20 دقیقه  تاخیر هواپیما تیک آف کرد و از زمین بلند شد...

دخترم کنار پنجره نشسته بود و با هیجان بیرون رو نگاه میگرد من هم لذت میبردم از ذوق و هیجانش. تقریبا یک ربع بعد یک پک صبحانه که شامل یه املت سوسیس تخم مرغ و قارچ داغ با کره و مربا و پنیر و یک عدد شیر کوچیک و یک کیک پرتقالی ویک عدد نان و یه بطری آب معدنی کوچیک همچنین حاوی یک دستمال مرطوب و دستمال کاغذی بود تحویلمون دادن که اینم عکس پکشه.

 

صبحانه پرواز آسمان

صبحانه پرواز آسمان

پرواز خوب و آرومی بود و حدود ساعت 12:10 به وقت تهران و 12:40 به وقت ایروان (30 دقیقه اختلاف ساعت داریم ) در فرودگاه زوارتنوتس ایروان فرود آمدیم. فرودگاهی کوچک اما تمیز و مرتب.

 

فرودگاه زوارتنوتس
فرودگاه زوارتنوتس

 

سالن ورودی فرودگاه

سالن ورودی فرودگاه

بعد از ورود به سالن ودریافت چمدان ها همچنین آی چک و دریافت مهر ورود وارد سالن خروجی شدیم. همونجا  20 یورو حدود 8400 درام توی فرودگاه چنج کردم. نرخ درام توی اون تاریخ یعنی 6 ام مرداد 1403 حدود 151 تومن بود و یورو حدود 63500 هزارتومن. یک سیم کارت TEAM TELECOM ARMENIA گرفتم و همونجا با استفاده از وای فای و اینترنت رایگان فرودگاه نقشه آفلاین گوگل مپ ایروان رو دانلود کردم .برای شارژ اعتباری دوباره سیمکارت هم توی سطح شهر همه جاش دستگاه هایی مثل ای تی ام داره که انواع کارهای خدماتی شرکت های مختلف سیمکارت رو انجام میده.  اپ MAPS.ME  رو هم قبلا دانلود کرده بودم همچنین همونجا با همون شماره سیمکارت اپ YANDEXGO که تاکسی اینترنتی ارمنستانه نصب کردم. از همونجا یه تاکسی برای هتل گرفتم که 1400 درام قیمت زده بود.

 

اپ YANDEXGO اپ YANDEXGO

تصویر 9 –  

اپ یاندکس

اپ یاندکس

البته گزینه های دیگه هم داره که گرونتره که برای ما یه تاکسی کفایت میکرد. محیط شهری برای من تازگی نداشت چون چندباری قبلا دیده بودم ولی خوب برای دخترم تازگی و جذابیت داشت. ساختمان ها و خیابانهای اطراف فرودگاه چنگی به دل نمیزد امااااا نگم براتون از ماشینااااا.... یعنی بهشت عاشقان ماشین مثل خودم .به محض خروج از فرودگاه چشمم افتاد به یک کادیلاک اسکالید 2023 که روزم رو ساخت و بهم فهموند حواستو جمع کن کجا اومدی ، هرچی میتونی نگاه کن و لذت ببر، هر لحظه هر طرف رو که نگاه میکردم یه مدل ماشین یه برند یه کلاس ماشین ، یعنی گردن درد گرفته بودم . برای مایی که تومملکت خودمون برای داشتن یه ماشین تولید داخل با طراحی 30 سال پیش باید دوسال توی نوبت سامانه بمونیم و صبر کنیم و از 20 تا فیلتر رد بشیم تا یکی از تولیدات فاخر داخلی یا چینی رو بخریم، دیدن این ماشینهای بروز از برندهای مطرح دنیا مثل یه رویا بود. چه رویای قشنگی !!! اینکه ماشینهایی که عکساشونو یا فیلم هاشونو توی سایتها یا شبکه های اجتماعی توی کشورمون میبینیم اما اینجا میتونی از نزدیک ببینی لمسشون کنی حسشون کنی واقعا حس بی نظیریه ، این حسو کسایی که مثل من عاشق ماشینن فقط درک میکنن. 

بگذریم از حاشیه شهر با خونه ها و مناظر قدیمی تر و فرسوده تر رد شدیم و وارد محیط به روز تر و مدرن تر شهری شدیم  از جلوی کارخونه ARARAT  و NOY  (محصولات این دو کارخونه رو خودتون سرچ کنید ما معذوریم ) گذشتیم وبه سمت هتل از قسمت جنوبی شهر ادامه دادیم.از فرودگاه تا هتل حدود 25 دقیقه طول کشید وارد هتل شدیم وچر رو نشون رسپشن دادم و کلید اتاقمون رو گرفتم . اتاقی دو تخته در طبقه 13 ام هتل SHIRAK ، رمز وای فای هتل هم گرفتم و وصل شدم به اینترنت با سرعت خوب !!

 

کلید اتاق

کلید اتاق

هتل شیراک هتلی سه ستاره و چندین سال ساخت و قدیمی اما تمیز و مرتب بود که در حالت کلی میتونم بهش نمره رضایت بخش تا حدی خوب رو بدم. در زمان اقامت ما هیچ مشکل اذیت کننده ای نه در هتل و نه در اتاق به چشم نمیخورد که البته اینم باز سلیقه ایه  اما در حالت نرمال خوب بود اما خوب وسایل قدیمی شده و نو نیست.

  تور ارمنستان نوروز

اتاق ما

اتاق ما

 

اتاق ما 2
اتاق ما 2

 

اتاق ما 3
اتاق ما 3

روز اول:

تا وسایل رو باز کنیم و جایگیر بشیم تقریبا ساعت حدود 2:30 بعد ظهر شد که بخاطر دیدن آب بازی بچه ها توی پارک سر خیابون هتل و فواره های داخل پارک (VARDANYANS PARK)  زود لباس راحتی برای آب بازی به دخترم پوشوندم و رفتیم سرخیابون برای آب بازی.

سرظهر بود و هوا خیلی گرم و وسط پارک کلی فواره و آبنما مثل پارک آب و آتش و کلی بچه و بزرگ مشغول آب بازی ، که  چی میتونه بهتر از این باشه برای دختر من که عاشق آب و آب بازیه . رفت وسط بازی و کلی خنده و کیف و هیجان !

 

آب بازی !!!

آب بازی !!!

بعد از یه ساعتی آب بازی رفتیم به سمت بازار سرپوشیده یا PAK SHUKA که فروشگاهی شبیه هایپر استاره طبقه پایینش فروشگاه میوه و لوازم و مواد غذایی و طبقه بالاش هم فود کورت داره که از شعبه KFC غذا گرفتیم با نوشابه که حدود 3400 درام شد . 

 

بازار سرپوشیده PAK SHUKA
بازار سرپوشیده PAK SHUKA

 

KFC شعبه پاک شوکا
KFC شعبه پاک شوکا

من قبل از سفر برنامه مسیرهای حمل و نقل عمومی توی ایروان به اسم A2B TRANSPORT رو دانلود کرده بودم و برای جابجای توی شهر خیلی راحت ازش استفاده میکردم. به این شکل که بصرت افلان هرجا که بودین و هرجا که میخواستین برین رو روی نقشه پین میکردین بعد نزدیک ترین و انواع وسایل نقلیه عمومی و ایستگاههای نزدیک و خطوطی که به اون مسیر میخورد رو بهتون نشون میداد. وسایل نقلیه عمومی بجز تاکسی و یاندکس ویکی دوتا تاکسی اینترنتی دیگه و سواری توی ایروان اتوبوس، مینی بوس، تراموا و مترو هستش . کرایه اتوبوس برای هر مسیر نفری 100 درام بود که از من و دخترم دونفر 100 درام میگرفتند یعنی از بچه های کوچیک کرایه گرفته نمیشد. اتوبوس های شهری هم اغلب برند MAN آلمان بودند که خیلی تمیز و نو و همچنین دارای پورت USB برای شارژ موبایل داخل کابینش بودند.

  

اپ A2B

اپ A2B

 

 امکانات اتوبوس های عمومی شهر
امکانات اتوبوس های عمومی شهر

بعد از ناهار که حدود ساعت 4:30 شده بود سوار اتوبوس خط 36 شدیم و با کرایه هر نفر 100 درام به سمت پاساژ DALMA GARDEN MALL  حرکت کردیم . این پاساژ یه پاساژ مدرن و نوسازه که شامل انواع برندهای مطرح لباس و آرایشی و عطر و ادکلنه که خوب البته قیمتهاشم بالاست و ما هم صرفا برای تماشا رفته بودیم و نه خرید. نیم ساعتی اونجا بودیم و بعدش رفتیم به سمت شهر بازی YEREVAN PARK. این شهر بازی هم یک مکان جدید التاسیسه که مثل پارک ارم میمونه همچنین برای بچه ها  کلی بازی داره و دارای قلعه دیزنی لند و کاراکترهای کارتونیه همچنین اتاق بازی کودکان اتاق فرار ترن هوایی چرخ و فلک بزرگ و کلی بازی دیگه داره . کلی دخترم اونجا بازی کرد و لذت برد.

DALMA GARDEN MALL

DALMA GARDEN MALL

ساعت حدود 7:00 بود که با همون خط اتوبوس اومدیم و به سمت کاسکاد یا همون هزار پله رفتیم . از کنار نمادها گذشتیم و از کنار پله ها با پله برقی تا بالای سازه رفتیم بعد از اونجا پیاده تا پایین از روی پله ها اومدیم. هوا کم کم غروب شده بود که توی میدان اوپرا بودیم . هوا مطبوع و دلچسب بود و از گرمای ظهر خبری نبود. کافه های اطراف ساختمان اوپرا مملو از مردم بود و وسط میدان جلوی ساختمان هم بچه ها مشغول بازی . یک سمت میدون هم محصور کرده بودن و یک محوطه هزار متری تقریبا درست کرده بودن که ماشین های شارژی برای بچه ها کرایه میدادن که سوار بشن و لذت ببرن. هیاهوی مردم همراه با صدای موزیک و هوای ملس به همراه غرش اگزوز ماشینها و موتورهای حجم بالا  داخل خیابون جو بسیار دلچسبی ایجاد کرده بود.

کاسکاد یا هزارپله
کاسکاد یا هزارپله

 

هزار پله یا کاسکاد

هزار پله یا کاسکاد

یکی از تفریحات بیشتر جوانهای ارمنی همین دور دور با ماشین توی خیابانهای اطراف میدان اوپرا و جمهوریه که پشت چراغ قرمز می ایستند و وقتی چراغ سبز میشه تا جایی که ممکنه به ماشین گاز میدن که صدای غرش اگرزوزش بلند بشه ، جالبه که خیلی از این ماشین ها هیبریدی و یا برقی بودن ، یک سری از ماشین های مدل پایین هم سیستم های صوتی قوی دارن و صداشو بلند میکنن که اینم نوعی دیگه از هیجانیه که ازش لذت میبرن.

میدان اپرا (اینترنت)
میدان اپرا (اینترنت)

یک موضوعی که توی این سفر خیلی به چشم میخورد تنوع نژادی توریست های تور ایروان بود. سری اول که حدود 18 سال پیش من اومدم به ارمنستان توریست های زیادی نداشتن اکثر توریست ها ایرانی و خیلی کم هم روس یا آذربایجانی بودند، سری دوم تنوع یکم بیشتر شده بود و توریست های عرب و بعضا اروپایی هم به ندرت دیده میشد، اما این بار تنوع توریست خیلی بیشتر شده بود از توریست های آلمانی روس ترکیه آذربایجان عرب چین ژاپن تایلند فیلیپین و خیلی زیاد هندی و آفریقایی بطوریکه خیلی از کارکنان فروشگاههای مواد غذایی و رستوران ها و دلیوری ها هندی و آفریقایی بودن.

این نشون دهنده رشد فرهنگی ودرست کردن زیرساخت ها و کار مدیریتی درست این کشور روی جذب توریست و جلب اطمینان کشورها و نتیجه ارتباط دوستانه با سایر کشورها و ایجاد امنیت بالاست . ای کاش ما هم روزی توی کشورمون شاهد حضور انواع مردم کشورهای دنیا باشیم تا ببینند این گوهر مهجور چه حرفها برای گفتن و چه چیزها برای نشان دادن داره.

حدود ساعت 9 شب بود که کم کم از طرف میدان اپرا و خیابان شمالی به سمت میدان جمهوری حرکت کردیم برای دیدن نمایش موزیکال آبنمای وسط میدان . شبها تقریبا دوساعتی موزیک به همراه رقص فواره ها توریست ها و مردم رو سرگرم میکرد. من و دخترم هم مثل همه رفتیم دور حوض بزرگ وسط میدون نشستیم به تماشای نمایش. 

 

میدان جمهوریت شبها

میدان جمهوریت شبها

یه چندتایی آهنگ تماشا کردیم و بلند شدیم که بریم شام بخوریم. توی همون خیابون شمالی چندتا رستوران و غذا خوری هست که چندتایی رستوران برند محلی هم مثل پیتزا تاشیرTASHIR PIZZA  و شاورما Tumanyan Shaurma  و PIZZA DE ROMA هست که میشه همونجا رفت و غذا میل کرد. برای امشب هم ما برای شام به پیتزا تاشیر رفتیم که هر اسلایسش بین 350 تا 450 درام بستگی به مواد و نوعش قیمت داشت و سیب زمینی سرخ کرده هم حدود 700 تا 800 درام بود.

 

پیتزا تاشیر (اینترنت)

پیتزا تاشیر (اینترنت)

بعد از شام هوای خنک و لذتبخشی شده بود که پیاده روی رو میطلبید . دربین راه هم دوتا بستنی قیفی دستگاهی گرفتیم یکی شکلات وانیل و دیگری هندونه موز بود فکر کنم ، دو رنگ قرمز و زرد بود که طعم خوبی داشت و آروم آروم به سمت هتل رفتیم . حدود ده دقیقه پیاده تا هتل راه بود.دیگه آخراش دخترم خوابش گرفته بود که بغلش کردم و به هتل که رسیدیم مستقیم رفتیم به سمت اتاق و گذاشتمش روی تخت و به خوابی عمیق و شیرین فرو رفت ،درجه اسپلیت پنل رو روی 20 درجه تنظیم کردم و از پشت پنجره قدی اتاق و از طبقه سیزدهم چند دقیقه ای شهر رو نگاه کردم ، ساعت موبایل رو روی 8:30 تنظیم کردم ، بعدم به دخترم ملحق شدم و به چشم بهم زدنی به خواب رفتم.

روز دوم :

صبح با زنگ موبایل بیدار شدم .چشمم رو که باز کردم با صحنه ای بسیار زیبا و دلپذیر مواجه شدم ، هوایی ابری و خنک به همراه بارش باران که به شیشه های پنجره میخورد و بک گراند منظره شهر قابی عالی رو به نمایش گذاشته بود و روزی عالی تر رو نوید میداد. چند دقیقه پنجره رو باز کردم تا هوای تازه وارد اتاق بشه وقتی حسابی کیفور شدم ، بعد از یه دوش کوتاه و سریع ، دخترم رو بیدار کردم که برای صرف صبحانه به رستوران طبقه دوم بریم. صبحانه برای یک هتل سه ستاره مورد قبول و مکفی بود شامل نیمرو و شیربرنج و چند مدل سوسیس و کالباس ،چند مدل سالاد و پنیر ، کره مربا و شیر و قهوه و چای و آب میوه و میوه تازه که هر روز نوع میوه عوض میشد. 

 هوای دل انگیز بارونی 

 هوای دل انگیز بارونی 

رفتیم بالا لباس گرم برداشتیم و چتر دخترمم برداشتیم و کوله پشتی رو پر کیک و چیپس و خوراکی وآب میوه و آب معدنی که از ایران آورده بودم کردیم ، فلاسک کوچکی هم همراهم برده بودم که اونم از رستوران آبجوش گرفتم و توش چای عطری ریختم و رفتیم زیر بارون واسه گردش...

اول رفتیم به سمت میدان جمهوری کم کم از شدت بارون کم شد و نم نم میبارید . هوا بهاری و عالی بود. از اونجا به سمت بازار ورنیساژ رفتیم و چون اوایل بازار بود خلوت بود و کم کم بعد یه ساعتی که گذشت کلی شلوغ شد . یکی دو ساعتی اونجا بودیم و چندتایی سوغاتی کوچیک مثل نماد ارمنستان و عروسک ماتروشکا خریدیم . بعدم همون حوالی روی یک صندلی کمی نشستیم برای استراحت ، یک بستنی قیفی بزای دخترم گرفتم و خودمم هم یکی دو تا لیوان چایی خوش عطر و طعم نوشیدم ، کلی انرژی گرفتیم و دوباره راه افتادیم . 

بازار ورنیساژ(اینترنت)
بازار ورنیساژ(اینترنت)

امروز و فردا برنامه ها مختص  دخترم بود . اول رفتیم پارک بازی و زمین بازی روبروی هتل توی CHIDREN’S PARK ، بعد از یک ساعت حدود ساعت 12:00 که بارون بند اومده بود و هوا آفتابی شده بود رفتیم پارک بازی خیابان پشت میدان اوپرا به اسم ZAZALAND  لوازم بازیش تقریبا شبیه لوازم زمین بازیهای داخل پاساژهاست که خودمون داریم با این تفاوت که فضای باز بود و یک حوضچه هم داخل پارک داشت که میتونستین قایق سواری کنید . قایلقهای پدالی با این تفاوت که بچای پدالی موتورهای برقی داشتند که با پدالی که زیر پات بود میتونستی قایق رو حرکت بدی مثل ماشین برقی اما قایقش !!!! بلیطشم 1200 درام بود و یک جامپینگ هم دخترم رفت که 600 درام بلیطش بود و دو سه تا بازی دیگه مثل سرسره بادی و استخر توپ و اینا که کلا 1000 درام هم اونا شد.

زازا لند (اینترنت)
زازا لند (اینترنت)

دیگه ظهر شده بود و موقع ناهار... ناهار هم پیاده اومدیم تا خیابان شمالی و سر نبش خیابان شمالی یه دونر فروشی هست که  ساندویچ و سوخاری و اینا هم داره که دوتا ساندویچ هات داگ گرفتیم دونه ای 650 درام و یک نوشیدنی 7UP به قیمت 350 درام.  بعد از ناهار هم روی یکی از نمیکت های خیابون نشستیم و یکم استراحت کردیم یه سر هم به بازار زیر زمینی توی خیابان شمالی به اسم TASHIR St. زدیم که خلوت ولی خنک بود چندتایی مغازه لباس و سوغاتی و موادغذایی و پاستیل داشت همچنین یک مغازه بزرگ اسباب بازی فروشی که کلا قیمتهای پاساژ بالا بود،یه سرویس بهداشتی عمومی هم داشت که درش مثل گیت چک بلیط مترو بود و باید برای استفاده 200 درام !! پرداخت میکردی ، دوری زدیم و برگشتیم بالا .

بازار زیرزمینی تاشیر (اینترنت)
بازار زیرزمینی تاشیر (اینترنت)

حدود ساعت 5:30 بعد از ظهر بود که هوا باز ابر و بادی شد همراه با بارش ملایم بارون که ماهم راه افتادیم به سمت هتل بریم تا یکم استراحت کنیم که بارون شدید تر شد و تا برسیم هتل من که خیس شدم اما خوب دخترم چتر داشت و اوکی بود.

دوساعتی استراحت کردیم یه کیک و نسکافه هم میل کردیم انرژی گرفتیم و برای دیدن برنامه هرشب یعنی موزیک به همراه رقص فواره ها به سمت میدان جمهوی حرکت کردیم . برنامه ها مطابق شب پیش بود دیدن نمایش و خوردن شام (شام  دوتا شاورما یکی گوشت 1300 درام و یکی جوجه 1100 درام) و بستنی و برگشت به هتل و خواب . 

 شاورما تومانیان (اینترنت)
شاورما تومانیان

 

یک شوک:

وقتی به هتل رسیدم پیامی از سمت سایت فروشنده بلیط هواپیما برام اومد که پرواز ساعت 17:30 فلای وان کنسل شده و بجاش یه پرواز دیگه انتخاب کنید که منم دوباره به سایت فروشنده وارد شدم و پرواز آسمان همون روز ولی ساعت 12:15 رو رزرو کردم.

روز سوم :

 امروز هم مطابق دیروز بیدارباش و دوش و صبحانه و برداشتن لوازم مورد نیاز همچنین لوازم شنا. برنامه امروز هم باز مختص دخترم بود .برنامه اول رفتن به باغ وحش و بعد از اون پارک آبی و Aquatek and SPA بود . که برنامه اینجوری شد که اول رفتیم همون پارک دیروزیه نزدیک هتل (Chidren’s Park) و یک ساعتی اونجا بازی کرد دخترم (یک زمین بازی کوچیک داشت 500 درام برای استفاده از وسایل بازی ) بعدم رفتیم به سمت ایستگاه جلو مسجد کبود (Blue Mosque) و سوار خط اتوبوس 5 شدیم برای رفتن به باغ وحش. یه چیز خیلی قشنگ که توی شهر ایروان هست اینکه گوشه گوشه شهر و هر خیابون دکه های گل فروشی قرار داره که ظاهرا نشون میده مردم اینجا خیلی به گل و کادو دادن اون به هم علاقه زیادی دارن که باز بیانگر روح لطیف و احساساتی بودن اونهاست. 

پارک روبروی هتلمون
پارک روبروی هتلمون

 

پارک روبروی هتلمون 2
پارک روبروی هتلمون

 

دکه گل فروشی 
دکه گل فروشی

مردم شناسی ایروان:

آنچه که من امروز از مردم ایروان میبینم خیلی متفاوت از رفتار و اخلاقشون نسبت به سال های پیشه . مردم نسبت به قبل خیلی توریست مدارتر و برونگراتر شده اند همچنین سطح برقراری ارتباط بالاتر رفته ضمن اینکه زبان انگلیسیشون هم خیلی خوب شده و جوان تر ها که معمولا روان صحبت میکنن و افراد میانسال و حتی مسن هم بصورت مقطع و دست و پاشکسته یاد گرفته اند و درحد راه انداختن کار از پس ارتباط کلامی برمیان. اما همچنان مردمی آرام متین نجیب و دوست داشتنی هستند که برای کمک به شما در حد توانشون دریغ ندارند. خیلی به بزرگترها و بچه ها توجه دارند و توی اکثر جاها و وسایل نقلیه عمومی اولویت با بچه ها و افراد مسنه رفتار بسیار دوستانه ای با دخترم داشتند و همیشه با لبخند یا تعارف خوراکی از ایشون استقبال میکردن. پوششون هم شیک و مرتب و تر و تمیز بود. یه چیز دیگه ام هست که فرهنگ رانندگیشون هم خیلی بالاتر رفته و هم مردم هم راننده ها خیلی رعایت میکنن و به حقوق هم احترام میذارن.ضمنا برای رفت و آمد داخل شهر و بیشتر دلیوری غذا و خدمات از اسکوترهای عمومی برقی و شارژی استفاده میکنند.

 اسکوتر کرایه ای 
 اسکوتر کرایه ای 

ادامه گردش :

بعد از حدود هشت یا نه تا ایستگاه به باغ وحش ایروان رسیدیم. فکر میکنم 1200 درام برای من و 600 درام برای دخترم بود. باغ وحش تمیز و جمع و جور که شامل چندین گونه پرنده و چرنده و حیوانات وحشی بود که بازدیدش جالب بود و دخترم خیلی خوشش اومد و رضایتش جلب شد مخصوصا که اونجا اسب آبی رو از نزدیک دید همچنین شیر رو از پشت شیشه با فاصله دو سانتی متر چشم تو چشم !! دوساعتی اونجا چرخیدیم ، هوا آفتابی و گرم بود و نزدیک ظهر شده بود که از باغ وحش اومدیم بیرون.

 باغ وحش 1

 باغ وحش 2  

باغ وحش 3

 باغ وحش 4

باغ وحش 5
 باغ وحش

 الان موقع رو کردن برگه آس این سفر برای دخترم بود . ایستگاه اتوبوس دقیقا روبروی باغ وحش و کنار یک پمپ بنزین بود که همون موقع هم اتوبوس خط 5  رسید و ما باز سوار شدیم تا بریم به سمت پارک آبی. یک ایستگاه بالاتر پارک آبیه که پیاده شدیم و وقتی به دخترم گفتم که کجا اومدیم کلی جیغ و بپر بپر از خوشحالی از جایی که آوردمش چون دخترم عاشق آب بازی و شنا کردنه . خلاصه رفتیم به سمت گیت ورودی ، ورودیه برای من 7000 درام و برای دخترم 5000  درام بود.پرداخت کردم و دوتا دستبند آبی برای من و قرمز برای دخترم بهمون دادن برای شارژ احتمالی برای خرید خوراکی داخل مجموعه و غیره ، وارد شدیم ، برای نگهداری وسایل هم یک سبد به مبلغ 200 درام گرفتم و وسایل رو تحویل قسمت امانتداری دادم و2000 درام دستبند رو شارژ کردم و رفتیم برای آب بازی. 

پارک آبی ایروان (اینترنت)

پارک آبی ایروان (اینترنت)

چندتا حوضچه و چندتا سرسره داره یکی دوتا هم حوضچه و سرسره مخصوص کودکان درست کردن ، بعد از یکی دو ساعت بازی دوتا ساندویچ برگر و یک نوشابه گرفتم که تقریبا قیمت با بیرون یکی بود . بعد دوباره دوساعتی شنا و آب بازی حدود ساعت 6 بود که کم کم اومدیم از آب بیرون و رفتیم دوش و لباس هارو تحویل گرفتیم و از مجموعه خارج شدیم . فکر کنم ساعت پایان کار مجموعه ساعت 18:30 باشه. میخواستیم به مجموعه Aquatek (مجموعه سرپوشیده شنا و جکوزی و SPA)که بالای همون پارک آبی و چسبیده به اونه بریم که دیگه دیر شده بود پس به اون طرف خیابون رفتیم و سوار همون اتوبوس خط 5 شدیم و به شهر برگشتیم. 

هتل آکوا پارک (اینترنت)
هتل آکوا پارک (اینترنت)

ایستگاه مسجد کبود که نزدیک خیابونی بود که یه سرش به هتلمون میخورد پیاده شدیم و به داخل مسجد رفتیم ، جالبه که درب مسجد هر وقت از جلوش رد میشدیم باز بود برخلاف مساجد خودمون که فقط وقت نماز باز هستن.فضای دلنشین و آرامش بخشی داره و حیاطی با صفا و ساکت داخلشه . چند دقیقه ای استراحت کردیم و قرفه های صنایع دستی که اونجا بود رو بازذیذ کردیم و اومدیم بیرون.

مسجد کبود
مسجد کبود

پیاده حرکت کردیم به سمت  GRAND CANDY ، یک فروشگاه شیرینی فروشی که کلی شیرینی های مختلف داره و پشت میدان اوپرا هست .برای دخترم یه چند مدل شیرینی گرفتم و حرکت کردیم به سمت هتل. 

 

 

گرند کندی 2 (اینترنت)
گرند کندی (اینترنت)

به هتل که رسیدیم لباسها رو عوض کردیم و غروب رد شده بود و تقریبا شب شده بود که برای آخرین بار به سمت میدان جمهوری برای انجام مناسک !هر شب حرکت کردیم . شب آخر بود و گشت آخر. شام پیتزا DE ROMA و بعدش بستنی .بعد از اینکه دیگه مطمان شدم خرج دیگه ای ندارم به اندازه کرایه ماشین فردا حدود 1500 درام نگه داشتم و پیاده تا نزدیک ترین  فروشگاه SAS (فروشگاههای زنجیره ایه ایروان که کار EXCHANGE هم انجام میدهند) رفتیم و الباقی درامها رو تبدیل به دلار کردم و رفتیم به سمت هتل. البته مراکز مخصوص  EXCHANGE و فروشگاههای زنجیره ای دیگه هم مثل PARMA در ایروان وجود دارن که تبدیل پول انجام میدن.

 سکه های ارمنستان
سکه های ارمنستان

بعد از خوابیدن دخترم تمام لوازم رو جمع کردم که برای فردا صبح حاضر و آماده باشیم.زنگ ساعت موبایل رو تنظیم کردم و برای آخرین بار برای چند دقیقه از پشت پنجره به این شهر آروم و دوست داشتنی خیره نگاه کردم و بعدم رفتم برای خواب.

روز چهارم و آخر :

صبح یکم زودتر بیدارشدیم حدود ساعت 7:30 و رفتیم پایین برای صرف صبحانه بعد از صبحانه به اتاق رفتیم چمدان و وسایل رو برداشتم و یه جک کلی کردم که چیزی جا نمونه مخصوصا عروسک سگ پارچه ایه دخترم به اسم هاپی که از همه چیزمهم تر بود !! تا جایی که میشد خودم اتاق رو مرتب کرده بودم و کیسه آشغالهای خورده ریز رو هم بردم و انداختم داخل سطل زباله ، خانم کارمند اومد اتاق رو چک کرد و ما رفتیم پایین کلید رو تحویل دادیم و نشستیم رو مبل لابی برای سفارش تاکسی. از همون اپ یاندکس برای فرودگاه درخواست ماشین کردم که مبلغ 1400 درام کرایش بود و حدود 23 دقیقه زمان سفر رو زده بود. بعد از دو سه دقیقه ماشین اومد و رفتیم به سمت فرودگاه . همون راه اومدن رو طی کردیم برای بازگشت . حدود ساعت 9 به فرودگاه رسیدیم به محض ورد میز دریافت کارت پرواز باز شد و بارها رو تحویل دادیم و بعد از الصاق مهر خروج وارد سالن خروجی شدیم و منتظر رسیدن زمان پرواز.

سالن صبحانه 1

سالن صبحانه 2

سالن صبحانه 3

سالن صبحانه 4
سالن صبحانه

راس ساعت 12 Jet Bridge یا همون پل یا تونل هوایی مسافری برای سوار شدن به هواپیما باز شد به داخل هواپیما رفتیم دخترم کنارپنجره نشست و من کنارش. راس ساعت 12:15 پرواز بدون تاخیر انجام شد. از بیرون بلند شدن هواپیما رو نگاه میکردم تا به ابرها رسید،خداحافظ سرزمین مهربونی و آب ، سرزمین گل و آرامش،خداحافظ ارمنستان شاید برای آخرین بار...

فرودگاه به وقت برگشت 1 

فرودگاه به وقت برگشت 2
فرودگاه به وقت برگشت
 برفراز آسمان باهمراه تصویر آرارات
 برفراز آسمان باهمراه تصویر آرارات

بعد از نیم ساعت هم غذا آوردند که زرشک پلو با مرغ بود که مزه خوبی داشت به همراه دسر و مخلفات.

 ناهار پرواز آسمان
 ناهار پرواز آسمان

حدود یک ساعت و ده دقیقه بعد و 12:51 به وقت تهران لندینگ کردیم و کارهای دریافت بار و ترخیص خیلی راحت و روتین انجام شد . هوای تهران خیلی گرم بود و آفتاب تندی به صورت میزد. برای برگشت هم از مترو فرودگاه استفاده کردم  که وقتی به ایستگاه مترو دقیقا مقابل در ورودی و اونطرف خیابون رفتم  دیدم ساعتهای خاصی حرکت داره که نزدیک ترین حالت تقریبا ده دقیقه دیگه هست که تا برسیم پایین پله ها قطار اومد و خیلی راحت با یکی دوبار خط عوض کردن ایستگاه مورد نظرم پیاده شدیم و از انجا تا خونه هم با تاکسی های خطی ایستگاه مترو رفتیم.

 تفاوت ساعت تهران و ساعت محلی ایروان
 تفاوت ساعت تهران و ساعت محلی ایروان
ساعت حرکت مترو فرودگاه امام

ساعت حرکت مترو فرودگاه امام

این سفر که یکی از متفاوت ترین و زیباترین سفرهام بخاطر همراهی دختر نازنینم بود هم به پایان رسید و انبوهی از خاطرات  رو برای ما به یادگار گذاشت.هزینه کل سفر هم برای دو نفر حدود 40 میلیون تومن شد ، که البته بخش عمده هزینه بخاطر گرانی بلیط هواپیماست که اگر زمینی میخواستم سفر کنم بسیار ارزانتر بود اما بخاطر حضور دخترم ترجیحم استفاده از هواپیما بود . بسیار ممنونم از وقتی که گذاشتین برای همراه شدن من در این سفرنامه ،امیدوارم رضایتتون جلب شده باشه و بدونین که با هر شرایطی میشه سفر رفت فقط شک و دلهره به دلتون راه ندین. در آخر هم یه توصیه از طرف بنده کوچیک به شمای بزرگ : هرگز بخاطر هزینه از سفرهاتون دست نکشیدما یک بار به دنیا میایم و یکبار فرصت و نعمت زندگی به ما داده شده ، به امید تجربه بهترین لحظات و خاطرات در زندگی برای تک تک شما عزیزان.

ارادتمند شما. 

 

زلال آب و کبوترهای تشنه
زلال آب و کبوترهای تشنه

 

این سفرنامه برداشت و تجربیات نویسنده است و لست‌سکند، فقط منتشر کننده متن است. برای اطمینان از درستی محتوا، حتما پرس‌وجو کنید.

اطلاعات بیشتر