کوله گردی به طبس، عروس کویر ایران

3.8
از 5 رای
تقویم ۱۴۰۳ لست‌سکند - جایگاه K - دسکتاپ
کوله گردی به طبس، عروس کویر ایران
آموزش سفرنامه‌ نویسی
22 خرداد 1403 12:00
3
118

سال ۱۴۰۲ سه بار برنامه ریزی کردم که به طبس سفر کنم اما به دلایل مختلف نشد که برم اما هفته سوم اسفند به مدت 5 روز فرصتی شد که تنهایی ماجراجویم رو به طبس شروع کنم.سفر رو یه صورت کوله گردی آغاز کردم و تو این مسیر هیچهایک هم کردم. تنها سفر کردن فرصت خیلی خوبی برای خودم بود که از استرس ها و مشکلات و دردسر های روزمره ام به دور بشم و بیشتر به خودم اهمیت بدم. البته کسی از دوستانم نتونست تواین زمان با من همراه بشه.اما تنها سفر رفتن جنبه های خیلی جالبی داره و البته روحیه خاصی هم نیاز داره.

من بارها از دوستانی که توی سفر باهاشون آشنا شدم، شنیدم که میگفتن آخه تنها اومدی؟! خوش میگذره اصلا؟چه حوصله ای داری و... و البته بعضی ها هم بودن که تحسین میکردن و تجربه این مدل سفر رو داشتن.تمام هزینه ها توی این پنج روز و شماره های تلفن دوستانم را در انتهای سفرنامه قرار میدم.

حالا چرا طبس؟!

تصوری که از این شهرستان داشتم یه منطقه به شدت کویری و گرم و بی آب و علف بود. همون دیدی که باقی دوستانم قبل و بعد سفرم بهم میگفتن آخه چرا طبس؟! شهرستان طبس بین دو کویر مرکزی و لوت واقع شده و اقلیم کویری و گرمی داره .  طبس شهرستان غربی استان خراسان جنوبیه که البته قبل تر جزو استان یزد بوده و البته که لهجه ها هم به یزدی بیشتر شباهت داره . جالب اینکه مردم طبس البته کسانی که در مسیر آشنایی با بنده بودن ،دریافت کردم از اینک جزو استان خراسان جنوبی شدن و از یزد خارج شدن، دل خوشی ندارن...

بهترین زمان برای بازدید از زیبایی های طبس فصل پاییز و بهاره و به نظرم گل زمان بازدید از طبس ، نیمه دوم فروردینه.طبس بزرگترین شهرستان کشور به حساب میرود. خب منطقیه چون آب های زیر زمینی بسیار غنی داره و آباده همچنین منابع معدنی فوق العاده ای هم داره که میشه به معدن ذغال سنگ اشاره کرد..البته که آبادی یه منطقه ای که کویری و تبخیر اب بسیار سریع انجام میشه ،مدیریت دقیقی رو میطلبه.این آب های زیر زمینی رو هم میشه در دل کوه ها و دره های شرقی و شمالی طبس دیدن کرد که به کال های طبس معروفه.و این تضاد بسیار حیرت انگیزه .

چشمه های خنک و گرم ،کال های حیرت انگیز ، باغ و پارک های سر سبز و پر آب و مزارع سبزی و باغات مرکبات ، نخل های قد کشیده و مردمان خونگرم و مهربان و مذهبی و البته امنیت بسیار بالا در دل طبس واقعا دیدنیه.

من چطور به طبس رسیدم؟

برای رفتن به طبس از تهران چندین راه وجود داره که میشه گفت به صرفه ترین و در دسترس ترین راه با اتوبوس مستقیم طبس-تهران می باشد.از طبس به تهران و بلعکس اتوبوس ها هم همه روزه در حال رفت و آمد هستن با اینکه ایستگاه راه آهن نداره اما فرودگاه داره .من این سفر رو با ماشین شخصی برنامه ریزی کرده بودم اما در نهایت به یه کوله راهی شدم. بلیط قطار تهران-یزد رو گرفتم و راهی سفر شدم. اینکه چرا با اتوبوس نرفتم دلیلش اینه که نمیدونستم اتوبوس داره...

روز اول

صبح روز دوشنبه به یزد رسیدم.از ایستگاه قطار بیرون اومدم و با مواجه شدن هوای خنک و مطلوب یزد ، متعجب شدم و بهونه ای بود برای لذت بردن بیشتر .از ایستگاه قطار یزد اسنپ گرفتم به سمت سه راهی طبس که حدود چهل دقیقه راه بود و عملا وسط بیابون پیاده شدم.

شروع هیچهایک از این جاده بود و خیلی منتظر ماشین سنگین یا خودرو موندم ولی به تنهایی هیچ زدن اونم تو جاده ای که شونه خاکی نداره و تریلی ها با سرعت حرکت میکنن ، خیلی شرایط رو سخت میکنه.حدودا یک کیلومتر پیاده جاده رو ادامه دادم و بعد از دو ساعت پیاده روی در گرما... بلاخره یه تاکسی زد کنار که مقصد مسافراش خرانق بود و منم تا همونجا رسوند.خب شرایط خیلی بهتر شد، پلیس راه خرانق و در کنارش پمپ گاز و مجتمع اقامتی کوچیک برای گردشگران تور داخلی باعث میشد خودرو ها با سرعت کمتر حرکت کنن و جایی باشه که اگر ماشینی پیدا نشد امکان موندگار شدن وجود داشته باشه.

خیلی سریع فرشته نجاتم پیدا شد. یک مرد بسیار شریف دبیر بازنشسته روستای رباط پشت بادام .با تجربه و مهارتی که داشت تو بهترین مدارس رباط و یزد تدریس کرده بود و البته پیشنهادات استاد دانشگاهی از دانشگاه معتبر در تهران هم داشت. ایشون منو سوار کرد و تا رباط گل گفتیم و چه لذتی بردیم.از آگاهی و فرهیختگیش لذت بردم از اینکه خودش رو به روز کرده بود و دنبال حقیقت بود و از سنت ها و عقاید های قالب های جامعه خودشو جدا کرده بود. این اشتراک عقاید و تفکرات باعث میشد احساس رفاقت عمیق تری باهاش بکنم. فرهنگی بازنشسته که دستاش پینه بسته و ناگزیر مشغول دامداری بود و خوشحال از کاری که داشت میکرد بود.

خلاصه که اولین روز سفرم تا رباط خیلی عالی بود.ظهر رسیدیم رباط و رفتیم رستورانی که همه میشناختنش، اکبر جوجه میل کردیم و در نهایت به رسم ادب خواستم حساب کنم و کارتمو به پسر نوجوان کارمند رستوران دادم و رمز رو بهش گفتم.یه لبخندی زد بهم و گفت با آقا معلم اومدی ،اجازه نمیده شما حساب کنی اما منم اصرار میکردم!همه اون لحظه ها رو آقا معلم فقط داشت نگاه میکرد و لبخند میزد.خلاصه که بعد نهار مون گفت که میرسونمت طبس،همه راننده ماشین سنگین ها رو هم میشناخت و به یکیشون که برای نهار توقف کرده بود سپرد که منو هم ببره طبس و خودش‌ رفت به دام هاش رسیدگی کنه.

با راننده کار کشته تریلر همراه شدم و از هر دری صحبت کردیم و نتیجه این شد هرچه زودتر بچه دار شم اما فقط یکی. چون زیادش پدر آدمو در میاره خلاصه رسیدیم معدن ذغال سنگ طبس و رفتیم برای بارگیری مواد معدنی.۲۷ تن بار گیری کردیم و در نهایت منو به باغ گلشن،کنار خونه خودش رسوند. اولین جایی که بازدید کردم و دیدگاهم به اقلیم طبس تغییر کرد.

باغ گلشن

باغ گلشن

قدمت باغ گلشن طبس برمیگرده به دوره زندیه و ثبت ملی شده و نکته جالب باغ آبی بود که همیشگی جاریه و از سفره آب های زیرزمینی تامین میشه . حوض‌ بسیار زیبا با پرنده های مثل پلیکان و غاز و اردک ، درختان مرکبات ، انار و نخل و... اون حجم آب رو که دیدم متوجه این شدم که طبس دارای منابع غنی آب های زیرزمینی می باشد.

باغ گلشن

باغ گلشن

گشتی داخل باغ زدم و دو تا نارنج هم برای نهار و شامم چیدم. قصدم این بود که داخل باغ گلشن کمپ کنم اما از نگهبانان باغ که صحبت کردم گفت کمپ کردن ممنوعه و بهم پیشنهاد داد برم امامزاده. بعد از گشت و گذار در باغ با هوای ابری فوق‌العاده ، نزدیک غروب شده بود و راهی امامزاده برای شب کمپ شب شدم.

هزینه اسنپ در طبس بسیار ارزونه در حد 8 تومن تا نهایتا 15 تومنه.امامزاده ای که برادر امام رضا است و زیر نظر آستان قدسه و اینطور بگم که یک پکیج فوق العاده از امکانات اقامت و زیبایی بصریه.در ابتدا باید بگم که محوطه داخل حیاط و میدان امامزاده، با درختای نخل و گل های زیبا و درخت مرکبات تزیین شده.سنگ کاری زیبا و رسیدگی فوق العاده چشماتون رو میگیره.از امکانات اقامتی به اجاره اتاق های خانوادگی با قیمت شبی ۲۲۰ تومن و رستوران با قیمت بسیار مناسب وغذاهای با کیفیت ، آشپزخانه عمومی ، آب جوش و آب شیرین هم به صورت رایگان میشه اشاره کرد.

امامزاده طبس

امامزاده طبس

شام رو از رستوران امامزاده با قیمت مناسب تهیه کردم و انصافا کیفیت عالی بود.من قصد هزینه و اجاره اتاق نداشتم ( البته به مجرد ها اجاره نمیدادن ) جلوی امامزاده چادر زدم و از امکانات موجود هم استفاده کردم.خسته سفر بودم و زود خوابیدم که نصف شب با صدای زیبای بارون و سرما چند دقیقه ای بیدار شدم و خوشحال از اینک بالا سرم سقف بود ،دوباره خوابیدم.

روز دوم

صبح برنامه داشتم که از کال ها و چشمه ها دیدن کنم اما با توجه به وضعیت آب و هوا (ابری و باران دیشب) منصرف شدم. کوله پشتیم رو به امانات امامزاده سپردم و سبک بال به سمت اصفهک راهی جاده شدم. هوا بعد از بارون شب گذشته فوق العاده و خنک بود و زدم به جاده طبس به بیرجند.حدود یک ساعتی پیاده جاده رو طی کردم تا ماشینی که با سرعت خیلی زیاد داشت میرفت ، توقف کرد و سوارم کرد.

به محض اینک وارد شدم استرس وجودمو گرفت ... درب خودرو به جای دستگیره یه تیکه طناب بود ،یه پژو سال های دور و شیشه جلو هم از دو جا شکسته بود . دیگه از وضع ظاهری ماشین نگم. راننده و رفیقش جلو نشسته بودن و پیر مردی هم سوار کرده بودن و من هم اضافه شدم. موزیک بلند هندی پخش میشد و خلاصه فضای باحالی بود اما برای من استرس زا.

همون اول احوال پرسی کردم و توضیح دادم که چطور به طبس رسیدم و از سبک سفرم گفتم اما خیلی براشون تازگی نداشت و به شوخی صحبت کرایه راه رو پیش اورد و منم به ناچار با کمی چونه زدن مبلغ 150000 تومان رو قبول کردم. درست حدس زدم بودم و گفتم بلوچی هستید و از شال بلوچی که گردن یکیشون بود تعریف کردم. با سرعت بالا مسافت 40 کیلومتری رو طی کردیم و رسیدیم اصفهک و منم میخواستم کرایه رو بدم که راننده گفت داداش مهمون منی من ازت پول نمیگیرم. منم کلی ازشون تشکر کردم و یه مقداری آجیل داشتم و بهشون دادم و پیاده شدم.

از لب جاده مناظر زیبایی به چشم میخورد. البته ویرانه هایی بود که دیگه خالی از سکنه شده بود و در کنارش چندین خانه جدید به چشم میخورد و همه با کاه گل ساخته شدن. درختای نخل زیبا و مزرعه های سبزی و گندم به چشم میخورد و در کل سر سبز و آباد بود.

اصفهک

اصفهک

پیاده روی روستا قدم زدم و از سکوت و صدای پرنده ها لذت میبردم البته صدای بچه ها از مدرسه که در حال بازی بودن هم گاهی به گوش می رسید .روستای خیلی زیبا، قدیمی و سر سبز،با نخل های سر به آسمون کشیده اما متاسفانه تو زلزله خیلی از خونه ها ویران شده و میشه تو کوچه پس کوچه های قسمت ویرانه روستا قدم زد . البته دو سه تایی اقامتگاه و رستوران و کافه هم وجود داشت .

اصفهک

اصفهک

لا به لای کوچه هایی که خانه ها بر اثر زلزله ویران شده اند ، قدم زدم . یه رودخانه از وسط روستا میگذشت که همون رو گرفتم و رفتم بالای روستا که به مزارع رسیدم که اکثرا اسفناج و گندم بود. یکی دو تا اسفناج از یه باغی دزدیدم و از خرماهای روی زمین ریخته نخل ها هم امتحان کردم.

زمین های کشاورزی اصفهک

زمین های کشاورزی اصفهک

با مرد مسنی آشنا شدم که مشغول برداشت محصولش اسفناج بود، هم صحبت شدیم و کمی بهش کمک کردم و به سمت آخور رفتیم و به گوسفندها و بز هایی که داشت غذا دادیم. یه باغچه هم داشت که دو تا درخت نخل و چندین درخت پرتقال و لیمو کاشته بود. کمی پایدرد دلش هم نشستم و از بچه هاش که ازش دور بودند گله کرد .

اصفهک نعناهای خیلی خوبی داره بنابر این ازش نعنا و شیوید هم خریداری کردم و با اینکه خیلی اصرارم کرد بمونم ، اما برای فردا برنامه داشتم و باید برمیگشتم امامزاد.کنار جاده خیلی سریع تونستم سوار بشم و یه زوج بسیار خوش برخوردی بودند که منو به میدون اصلی شهر رسوندن. و پیاده به سمت امامزاده راهی شدم و شب رو هم همون جای قبلی روبروی امامزاده کمپ کردم.

با سبزی های معطری که تهیه کرده بودم (جعفری، شوید و تره) سبزی پلو بسیار خوشمزه ای طبخ کردم و با تن ماهی خوردم که جاتون حسابی خالی. طبس مرکز سبزی کاری منطقه اس و سبزی های بسیار خوش عطر و طعم اش به روستاها و شهرستان های اطراف هم ارسال میشه.

روز سوم

ابر ها کنار رفتن و هوا صاف و آفتاب سوزان ، مناسب یه آب تنی حسابی تو روستای خرو و بازدید از چشمه مرتضی علی بود. البته زیر سایه درخت ها نسیم خنکی پوستم رو نوازش میکرد. صبح زود وسایلم رو جمع و جور کردم و با کوله ام راهی روستای خرو شدم به این صورت که پیاده به سمت میدان شهدا راهی شدم و منتظر کسی که منو سوار کنه. خانوم بسیار محترم و خوش صحبتی سوارم کرد و منو رسوند به ابتدای جاده خرو. هم صحبتی با اون خانوم محترم بسیار جالب بود ....

ابتدای جاده خرو جایی بود که ساعت ها منتظر ماشین موندم و به خاطر ماه رمضان ماشین های خیلی کمی تردد میکردن و اصلا به سمت روستال هیچ کس نمیرفت و اینجا مجبور شدم از برنامه ماکسیم استفاده کنم. یک عزیز مهربان طبسی منو سوار کرد و برد تا ابتدای مسیر پیاده روی به سمت چشمه مرتضی علی که البته تا روستا 10 دقیقه ای فاصله داشت. راهنمایی های لازم رو کرد و یه بطری آب هم بهم داد و کلی توصیه های ایمنی کرد. مسیر چشمه رودخانه ای بود که از چشمه مرتضی علی سرچشمه میگیره . حدود یک ساعتی پیاده روی در آب رودخانه ادامه دادم. وارد تنگه شدم و نسیم خنکی میوزید.

چشمه مرتضی علی

چشمه مرتضی علی

 نکته جالب آب رودخانه داخل تنگه با اینکه از چشمه مرتضی علی تامین میشه و بین شکاف کوهه خیلی سرد نبود! مسیر چشمه سراسر زیبایی بود و هرچقدر جلوتر میرفتم آب گرم تر میشد و جالب تر جایی بود در رودخانه ای که راه میرفتم و ارتفاع تا زیر زانو بود ، سمت راست رودخانه آب سرد و سمت چپ آب ولرم میشد... تا رسیدم به یه قسمتی که از دل کوه آب چشمه بیرون میزد و گرم بود.

آب گرم چشمه مرتضی علی

آب گرم چشمه مرتضی علی

این آب گرم با آب چشمه که از بالادست سرازیر بود ، ترکیب میشد بسیار جذاب بود. کمی جلوتر هم به سد شاه عباسی چشمه مرتضی علی رسیدم و با ادامه مسیر حدودا 40 دقیقه به چشمه قنبر منتهی میشه.

 

سد شاه عباسی  چشمه مرتضی علی

 

وقتی از منطقه که آب گرم داشت ، عبور کردم آب به شدت سرد شد به طوری که تحمل ماندن در آب بسیار سخت بود. بنابر این برگشتم و حسابی با آب گرم حمام کردم. یه حوضچه ای از آب گرم بود که با نشستن توی حوضچه ، ماهی های کوچک ازم استقبال کردن و گاز های ریز میگرفتن. ظهر شده بود و تنها تو تنگه حسابی لذت بردم و نهار خوردم. (کنسرو لوبیا با نان و لیمو و سبزی)

چشمه مرتضی علی

چشمه مرتضی علی

در حال آفتاب گرفتن و ریلکس کردن که بودم ، دو دوست عزیزی به تنگه اومدن و شروع به آبتنی کردن. منم ازشون خواستم که منو تقبل کنن و برگشتنی به طبس برگردونن . با وانت پراید دوستامون به طبس برگشتم و به این فکر افتادم که قبل از غروب آفتام برم روستای اذمیقان و شب رو هم همونجا بمونم. 40 دقیقه ای سر جاده منتظر ماشین بودم و به علت اینک خیلی فرصت هیچهایک نداشتم ، دست به دامان ماکسیم شدم و غروب رسیدم روستای اذمیغان.

وقتی رسیدم چندین اقامتگاه برای شب مانی وجود داشت اما من میخواستم چادر بزنم و چه جایی بهتر از امامزاده ... امامزاده ای که بالا دست روستا قرار داره و منظره خوبی به روستای زیبای اذمیغان داره. از کنار روستا رودخانه ی عریضی جاریه که البته امسال آب کمی داخلش جریان داشت اما از زیبایی منطقه ازمغان میشه به مزارع پله ای برنج و درختان نخل بسیار زیبا اشاره کرد. 

ازمیغان

ازمیغان

بنابراین رفتم به سمت امامزاده و تصمیم گرفتم جلوی درب ورودی کمپ کنم . بعد از کمی تجسس داخل امامزاده متوجه شدم که درب ها باز هستن و کسی هم داخل نیست پس رفتم داخل و شب رو همونجا داخل امامزاده سپری کردم. درضمن درب آشپزخانه هم به روی مسافر ها باز بود و از خدماتی مثل آب روشویی و اجاق گاز استفاده کردم.جاتون خالی یه رامن خوشمزه با سبزی های ساتوری شده نوش جان کردم...

روز چهارم

صبح با صدای خش خش کنار کوله ام بیدار شدم. به دلیل نبود وسیله گرمایشی، داخل امامزاده سرد بود و تو کیسه خوابیده بودم که متوجه شدم یه موش اومده سروقت خوراکی هایی که به کوله ام آویزون بود. صبحانه را میل کردم و کوله پشتیم رو داخل امامزاده گذاشتم و راهی شدم به سر چشمه رودخانه که به تخت عروس و بند اذمیغان منتهی می شد. مسیر بسیار زیبایی بود و پیاده روی داخل تنگه و دیدن آبشار اذمیغان واقعا لذت بخش بود از همه مهم تر اینکه خلوت بود و در واقع هیچکس نبود.

ازمیغان

ازمیغان

در نهایت به یک تخته سنگ سفید بسیار زیبا رسیدم . تخت عروس در وسط دریاچه بسیار زلالی قرار داشت و برای رسیدن بهش باید تنی به آب زد .

اذمیغان

اذمیغان

حسابی آب تنی کردم و آب خنک و تمیزی داشت . یه گروهی هم بلاخره وارد تنگه شدن و به تخت عروس رسیدن ولی آب تنی نکردن. یک از افراد گروه با صدای خوبش خوانندگی میکرد و همه لذت میبرد.

مسیر تخت عروس

مسیر تخت عروس

به خاطر تعریفاتم از صدای خوبش و آب و تنقلاتی که بهش تعارف کردم ،یکی دو تا ترک هم اختصای برای من خوند ... ظهر برگشتم به امامزاده و با دوست عزیزم تماس گرفتم که بیاد و منو به سمت اقامتگاه دیکاکو ببرد. این اقامتگاه بسیار زیبا نزدیک به کال جنی بنا شده و داخل این اقامتگاه سیاه چادران بسیار زیبا و اتاق هایی برای اقامتگاه مسافران وجود داره.

سیاه چادر اقامتگاه دیکاکو

سیاه چادر اقامتگاه دیکاکو

خدمات این اقامتگاه شامل برق و کرسی و سرویس بهداشتی و حمام می باشد. که البته دیکاکو در حال بازسازی بود و قسمت رستوران هنوز فعال نبود. مدیریت اقامتگاه با آقای ابراهیمی عزیز بود که مهمان ایشان بودم و همراه با خانوم غلامزاده (لیدر تمامی تور های اجرایی در طبس) اداره میشه و این دو بزرگوار خدمات بسیار شایانی در صنعت گردشگری شهرستان طبس انجام دادن و نتیجه این زحمات را در این اقامتگاه بسیار زیبا در دل کویر میتونید مشاهده و استفاده کنید.

از اذمیغان تا کال جنی راه زیادی نبود و سریع رسیدم و نهارمو (کنسرو لوبیا) خوردم و پیاده راهی شکاف کال جنی شدم. این شکاف دارای دو ورودی می باشد که میشه از یکی از ورودی ها وارد و از ورودی بعدی خارج شد. مسیر ورودی ها نیز پله کار شده و مشکلی بابت ورود به کال وجود ندارد.

کال جنی

کال جنی

عمق این شکاف خیلی زیاده و حس جالبی داره... به محض ورود به این شکاف یاد چاه کوه قشم افتادم ولی با این تفاوت که کال جنی پر آبه و زلال و دارای چشمه هایی که از دل کوه جاری اند. حدود 6 کیلومتر پیاده روی از ورودی شمالی به ورودی جنوبی رفتم و که اکثر داخل آب حرکت کردم. یک منطقه باریکی بود که تنگه پر از آب بود و عمیق و نمیشد از کنارش عبور کرد و اونجا هم در کنار ماهی ها آبتنی کردم.

کال جنی

کال جنی

قسمت جنوبی کال جایی بود که خانه های گبری وجود داشت و خیلی حیرت انگیز بود. یکی از این خانه ها در ورودی خانه نردبانی وجود داشت که امکان وارد شدن بهش وجود داشت اما بسته بود.

کال جنی
کال جنی

هنگام خروج از کال هوا در حال تاریک شدن بود و این غروب نشان دهنده ی انتهای سفر من هم بود.

غروب اقامتگاه دیکاکو

غروب اقامتگاه دیکاکو

شب در اقامتگاه دیکاکو مهمان عزیزانی شدم که در حال بازسازی و کار بودند . شب جالبی بود و کلی صحبت کردیم . دوستان اهل تایباد نزدیک مرز ایران و افغانستان بودند. شب رو توی سیاه چادر اختصاصی خودم زیر کرسی گذروندم که حسی ناب و درخشانی داشت.

روز پنجم

بعد از صرف صبحانه در اقامتگاه زیبای دیکاکو با یکی از دوستان آقای ابراهیمی راهی طبس شدم و برای بعدظهر بلیط اتوبوس طبس به تهران رو داشتم . حدود 12 ساعت راه تا تهران بود. وشبختانه برای مسیر تهران – طبس ، همه روزه اتوبوس وجود داره که میشه سفر به این منطقه فوق العاده رو راحت تر کنه. البته که من خیلی از مکان های دیدنی طبس و اطرافشو ندیدم و امیدوارم بتونم با ماشین شخصی بتونم باز به این منطقه سفر کنم و بتونم همه جاها رو ببینم و بگردم. جاهایی که نتونستم تو این زمان ببینم (کال کرد آباد،کویر حلوان ، آبشار نمکی خور، دریاچه نمک خور ،شالی کاری روستای اذمیغان و...) قطعا در آینده یک تور طبس برگزار خواهم کرد. جایی که امنیت و زیبایی منحصر به فردی داره و واقعا عروس کویر ایرانه.

هزینه ها

هزینه بلیط قطار تهران-یزد : 166000 تومان

اسنپ یزد به سه راه طبس : 80000 تومان

تاکسی سه راه طبس به خرانق : 80000 تومان

کرایه طبس به خرو :120000 تومان

کرایه طبس به اذمیغان : 140000 تومان

کرایه اذمیغان تا کال جنی : 80000 تومان

کرایه اتوبوس طبس تهران : 400000 تومان

هزینه صبحانه اذمیغان : 40000 تومان

هزینه غذای رستوران امامزاده جمعا : 385000 تومان (چلوجوجه شب اول+ چلوکباب روز آخر + خوراک جوجه غذای راه برگشت به تهران)

باقی غذاها کنسرو و برنج و نودل بوده که از تهران تهیه شده.

هزینه کلی منهای هزینه خورد و خوراک : 1.066.000 تومان

شماره ها

تلفن هماهنگی از زمان و قیمت حرکت اتوبوس تهران طبس : 09137080068

آقای ابراهیمی آقامتگاه دیکاکو :09155889300

خانوم غلامزاده لیدر برنامه های طبس : 09133557717

شماره برای اطلاع رسانی ساعت و هزینه حرکت اتوبوس های طبس به تهران : 09137080068

این سفرنامه برداشت و تجربیات نویسنده است و لست‌سکند، فقط منتشر کننده متن است. برای اطمینان از درستی محتوا، حتما پرس‌وجو کنید.

اطلاعات بیشتر